ارسال کننده: Phoenix  1387/11/24    تعداد بازديد : 13999
دسته بندی: مقالات طراحی اصول نوآوری و خلاقیت
کارآفرینی چیست؟

کارآفرینیتحولات و دگرگونی نظام اجتماعی اقتصادی عصر حاضر، ریشه در در پیشرفت و تغییرات به وجود آمده در علم و تکنولوژی دارد. از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می باشد چنین رویدادی میسر نیست مگر توسط افرادی که بتوانند با ایجاد تحول در سازمان ها یا تأسیس شرکت های نو این امر را محقق سازند. از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می کنند.

تعریف کارآفرینی:
از کارآفرینی Entrepreneurship تعاریف مختلفی شده است. جفری تیمونز Jeffry-Timmons کارآفرین را ایجاد کننده یک چیز ارزشمند از هیچ می داند. مفهوم کارآفرینی اولین بار در فرانسه برای افرادی به کار می رفت که در جنگ سده شانزدهم میلادی در مأموریت های نظامی خود را به خطر می انداختند و به استقبال مرگ می رفتند و بعد ها این واژه به کسانی اطلاق می شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می پذیرفتند و دست به یک نوآوری می زدند.

برای درک بهتر مفهوم کارآفرینی پاسخ به پرسش های زیر مؤثر خواهد بود:
کار آفرین چه ویژگی هایی دارد؟
کارآفرین در مقابل مشکلات و شرایط سخت چگونه رفتار می کند؟
کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند؟ (مکانیسم کارآفرینی چگونه است؟)

کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید و بسیج منابع، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت های نوآور و رشدیابنده می نماید که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد. کارآفرین پلی بین صنعت و دانشگاه یا به عبارتی پرکننده بین علم و بازار می باشد. بنابراین کارآفرین کسی است که با معرفی محصولات و خدمات جدید، ایجاد شرکت های جدید و یا بهره برداری از مواد اولیه جدید وضع اقتصادی موجود را به هم می ریزد. کارآفرین کسی است که به راحتی از کنار مسائل و مشکلاتی اطراف خود نمی گذرد، چون حلّال مشکلات هستند.

نقش کارآفرین:
کارآفرین دقیقاً چه کاری را انجام می دهد؟ به طور کلی کارآفرین در کار خود خلاقیت دارد و نوآوری می کند؛ از موقعیت های اقتصادی استفاده می کند؛ تصمیم می گیرد و برای آینده برنامه ریزی می کند و به کارها نظم می بخشد؛ تولید سرمایه می کند و تولیدات خودرا با سود می فروشد.

چرا باید کارآفرینی را آموخت؟
در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد. زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاه های کشور فارغ التحصیل می شوند و با توجه به نگرش دانشگاه های نظری نسبت به فارغ التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس در دولت تربیت می کنند، تنها 20% فارغ التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است، این درصد کمتر از این مقدار می باشد. البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد، بلکه به این خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند. بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیک های خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟ چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟

خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی:
از آنجا که مزیت های نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان به دلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده اند، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد. نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد:

1-خلاقیت: یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود.

2- نوآوری: فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می کند.

3- کارآفرینی: ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می کند.

از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش، همه مستلزم خلاقیت است. لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم.

خلاقیت را به صورت های مختلف و متعددی تعریف کرده اند. اما در تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد.  خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است. آمابیل (Amabile) سه عنصر "مهارت های مربوط به قلمرو یا موضوع"، "مهارت های مربوط به خلاقیت" و همچنین "انگیزه" را اجزای اصلی خلاقیت می دانند.

مهارت های موضوعی: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقایق، اصول و نظریات در آن موضوع می باشد.

مهارت های خلاقیت: این مهارت ها با شکستن قالب های خشک ذهنی، مهارت های موضوعی را در راه جدیدی به کار می گیرد، یعنی از مهارت های موضوعی به شکل جدیدی استفاده می کند. مهارت های خلاقیت با ارزش های فکری زیر همراه است:
1: شکستن عادت ها
2: به تعویق انداختن قضاوت ها و ارزیابی
3: درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن
4: متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است.
5: وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده های متفاوت تکنیک هایی وجود دارد که این ارزش های فکری را تقویت می کند. از جمله: توفان فکری، اسکمپر، اسینکتیکس و …

انگیزه: یکی از عناصر اصلی و شاید مهم ترین جزء این مجموعه است. انسان بدون انگزه بیرونی و درونی نمی تواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذت بخش و جالب خواهد بود. آمابیل می گوید انگیزه درونی مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می توانند خلاقیت بیشتری از خو