طراحی صنعتی ایرانی
نام کاربری یا ایمیل عضویت
رمز عبور
ارسال کننده: سید مجتبی ( حامد ) میررحیمی
دسته بندی: طراحان ايرانی شخصیت ها
تاریخ: 1387/9/22
تعداد بازديد : 8433
share on Facebook   share on Facebook   print

وحید چوپانکاره Vahid Choopankareh

دکتر وحید چوپانکارهطراحی پیش از آنکه منجر به خلق محصولات جدید شود طراح و زندگی او را دگرگون می کند. نوع نگرش طراحان به پیرامونشان ریزبینانه و ظریف است. وحید چوپانکاره از آن دست طراحانی است که اگر در یک بعدازظهر فارغ از کار و دانشگاه با او گپی صمیمانه بزنید درک خواهید کرد که تفکرات او در زمینه طراحی فراگیر (Universal Design) تا چه حد در زندگی او تأثیر گذاشته و رفتار روزمره اش نیز متأثر از این تفکر در طراحی است. آنچه در ادامه خواهید خواند، گفتگوی صمیمانه طراحی صنعتی ایرانی است با استاد وحید چوپانکاره، دکترای طراحی صنعتی و استاد دانشگاه تهران.

بیوگرافی:
وحید چوپانکاره متولد 1340- شهر مشهد
دانشجوی اولین دوره رشته طراحی صنعتی، در سال 62 پس از پشت سرگذاشتن کنکور وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و مطابق اسناد ثبت شده، اولین فارغ التحصیل رشته طراحی صنعتی در سال 67 می باشد.

برای ادامه تحصیل در سال 68 به کشور آلمان رفت و در دانشگاه اسن (University of Essen) که امروزه آن را با مرکز طراحی معروفش (Red Dot) می شناسیم، برای فوق لیسانس پذیرش گرفت. پروژه دوره فوق لیسانس را با طراحی مبلمان شهری زیر نظر پروفسور لنگیل (Prof. Lengyil) ریاست وقت انجمن طراحان صنعت آلمان (VDID)، به پایان رساند و پس از آن در دوره دکتری از دانشگاه وپرتال (University of Wuppertal) پذیرش گرفت که پروژه پژوهشی این دوره، طراحی برای معلولین و سالمندان با نگرش (Universal Design) بود.

دوران اقامت و تحصیل ایشان در آلمان نزدیک به 16 سال به طول انجامید و علت آن مطلوب بودن شرایط مطالعه و تحقیق بود که این فرصت را برای ایشان ایجاد می کرد تا به درک بهتری از مسائل برسند و شناخت بیشتری در زمینه دیزاین و طراحی فراگیر پیدا کنند.

علاقه شخصی ایشان به مسائل تئوری و پایه ای در طراحی و پیگیری و مطالعات 16 ساله در کشور آلمان سبب شده تا امروز وحید چوپانکاره در ایران به دنبال تعلیم شاگردان با سواد در طراحی و تلاش در جهت بالا بردن سطح دانش آکادمیک دانشجویان باشد و با وجود شرایط نه چندان مطلوب کار در دانشگاه همچنان تمایل به ادامه همکاری با گروه طراحی صنعتی هنرهای زیبا را داراست.

- آیا سایت یا وبلاگ دارید؟
مطالبم را در یک وبلاگ به آدرس http://tigadesign.blogfa.com  می نوشتم که بیشتر آنها نتایج مطالعات بعد از پایان دفاع از تزم بود که یک فعالیت 6 ماهه بود. اکنون به علت مشغله زیاد حضورم در آنجا کم رنگ شده است.

- تایگا به چه معنی است؟
جنگل های سردسیری کاج

- از بهترین و دوست داشتنی ترین کارتان برایمان بگویید؟
به واسطه زندگی دانشجویی در آلمان، عمده کارهای من هم دانشجویی بود و کار اجرایی بارزی در این چند سال نداشته ام و وقتم را به مطالعه و بالا بردن سطح دانش تئوریک گذراندم. طراحی داخلی دو فروشگاه لباس در شهر دوسلدورف از کارهای حاشیه ای این دوران بود.

 

اما در دوران تحصیل طراحی یک صندلی مقوایی که از ترکیب دو حرف S بود و بدون هیچ اتصالی درون هم قرار می گرفتند، طراحی تابلوهای راهنما، نرده های ترافیکی و پروژه مبلمان چند منظوره خیابانی مرتبط به دوره فوق لیسانس از جمله کارهای مطلوب و دوست داشتنی من بودند. کارهای دیگری که به آنها پرداختم طراحی بخاری برقی فن دار، جالباسی فلزی و طراحی لوگو و هویت مشترک در ذهنم ماندگارتر شده اند.

- معمولاً کجا فکر می کنید و به پیدا کردن راه حل مشکلات محیط زندگی می پردازید؟
تقریباً همه جا و در همه لحظات، در اتوبوس شرکت واحد، تاکسی و آخر هفته ها در طبیعت و در خانه. به طور کلی من همیشه به دنیای مصنوع می اندیشم و با دوربینم از مشکلات سطح شهر که به دست طراحان حل می شود عکس می گیرم. وقتی طراح شدی فکر کردن به مشکلات و راه حل آنها جزء برنامه های زندگیت خواهد شد. دانشجویان نیز باید به محیط مصنوع خود مسلط شوند، خوب ببینند و بتوانند مشکلات را درک کنند و بشناسند.

- درباره سبک در طراحی و جایگاه آن:
سبک از بخش هنر آمده است؛ ولی طراح صنعت در درجه اول برای مشکل راه حل ارائه می دهد و باید منطقی و جواب گو باشد و سبک در اولویت بعدی است.

سبک با موضوع رابطه تنگاتنگ دارد مثلاً ممکن است محصولی در غالب سبک (های- تک) زیبا و متناسب باشد اما یک محصول دیگر در این سبک نگنجد. پس بهتر است که موضوع خودش سبک خودش را مشخص کند. گاهی طراحان خودشان یک سبک می شوند. یعنی طراح با سبک یکی شده است؛ مثل کولانی. براساس فلسفه ی او مشکل باید اینگونه و با فرم های ارگانیک حل شود. اما شاید، اسم های دیگری بر سبک کار او بگذاریم.

- دوست دارید برای کدام قشر طراحی کنید؟
من برای جامعه انسانی طراحی می کنم. پزشک فقط مشتریان پول دار را مداوا نمی کند و اگر روزی چنین کند در لباس پزشک خیانت کرده است. من نیز به عنوان طراح طیف وسیعی از مردم را مقابل رویم دارم و باید طرح من برای همه جواب گو باشد و به نظر من حل مشکل مهم تر است، نه قشری که برای آن طراحی می شود. اما برای موضوعات مورد بحث صرفاً جهت مشخص شدن سیر طراحی ممکن است قشری را معین کنم.

- تحت تأثیر معمار یا طراح خاصی از گذشته یا امروز هستید؟
تحت تأثیر که نه؛ اما کارهای دیتر رامز و آلسی را می پسندم. این دو طراح فقط نمونه هایی اند که نام می برم. اما در کل تمام طراحانی که در راستای اهداف انسانی و زیباتر کردن محیط زندگی موفق باشند را می ستایم.

- ویژگی بارز یک طراح چیست؟
طراحی باید بتواند مسائل ریز و جزئی و روزمره ی زندگی را حل کند.

- آیا طرح باید آرزو درست کند؟
این یک دستورالعمل نیست. ما در دنیای واقعی زندگی می کنیم. پس باید برای این دنیا طراحی کنیم نه اینکه به دنبال ساخت چیزی دست نیافتنی باشیم.

- کمبودهای طراحی صنعتی ایران؟
ضعف در مسائل تئوریک که به مطالعات بر می گردد و نبود کتب آموزشی مناسب و عدم شناخت کافی صاحبان صنعت از این تخصص.

- کتاب هایی که یک طراح باید بخواند:
حدی برای طراح قابل تصور نیست. طراح باید هر چیزی را بخواند چون در آنها توصیف رفتار و فرهنگ است. سخن از معماری و طرح است و در مجموع حتی یک رمان هم می تواند به ما آموزش دهد و طراح می تواند از درون کتاب ها به شناخت فرهنگ و رفتار انسان ها دست یابد. اگر کمی دقیق شویم می بینیم که در اطراف ما پر از کتب نانوشته است. آدم های اطراف ما منبع خوبی برای درک مسائل هستند. کافی است به آنها دقت کنیم و آنها را هم بخوانیم.

- آیا خلاقیت ذاتی است؟
خلاقیت هم ذاتی است هم قابل یادگیری. در واقع هسته ای است در نهاد آدمیان که باید تربیت شود. مثل سواد است که باید یاد گرفت، اگر الفبا را نیاموزی تا آخر عمر بی سوادی و اگر آن را بیاموزی راه یادگیری سایر علوم برایت باز می شود.

دکتر وحید چوپانکاره

- دانشگاه چه قدر یک نفر را طراح می کند؟
دانشگاه مسیر درک بهتر است. اینکه حتی یک دانشجو بعد از چند ترم به این نتیجه می رسد که درون دانشگاه چیزی نیاموخته و یا بیرون از دانشگاه هم می توان این مطالب را آموخت، در واقع این ذهنیت نتیجه حضور در دانشگاه است. دانشگاه این موقعیت را ایجاد می کند که در میان افرادی قرار بگیری که مثل تو و هم رشته تو هستند و در خیلی مسایل با تو مشترکند و این موقعیت بسیار خوبی جهت بحث و تشریک مساعی است و چنین فرصتی معمولا در خارج از دانشگاه برای کسی به وجود نمی آید. دانشگاه توان تئوریک افراد را بالا می برد، دانشگاه به فرد روش تحقیق را می آموزد و او را صاحب نظر و متخصص در رشته اش می کند. دانشگاه در نهایت فرد را آماده می کند تا در محیط حرفه ای بیرون وارد شود و قبول مسئولیت و وظیفه کرده و آنچه در تئوری آموخته، روز به روز با کسب تجربه وزین تر نماید.

- خاطره ای از دوران کودکی:
به خاطر دارم که سعی می کردم کارها را متفاوت انجام دهم در دوران دبستان چای را با کاکائو دم می کردم که البته نه خودم و نه کسی دیگر حاضر به خوردن آن نبود. یا تخمه را با روغن تفت می دادم که آن هم نتیجه جالبی در برنداشت.

- کتاب مورد علاقه:
سال هاست که کتاب فارسی غیر مرتبط با رشته ام نخواندم و بیشتر وقتم را روی کتب تخصصی می گذارم از خواندن کتاب های Product Design و Design basic لذت می برم.

- هنرمند مورد علاقه:
هر کس که بر محیط اطرافش تأثیر مثبت بگذارد. کسانی که مراوده با آنها زندگی را لذت بخش می کند، به عنوان نمونه علی نصیریان.

- اگر طراح نبودید...؟
تا دیپلم که مطابق روال منطقی، امسال بخون برو سال بعد بودم و توی سربازی به فکر طراحی اسلحه افتادم. اما برای کنکور از بین معماری و طراحی صنعتی انتخاب کردم و آشنایی من هم با رشته طراحی صنعتی از خواندن چند کتاب که خیلی مختصر و کلی توضیح داده بودند ناشی می شد. به عنوان مثال توضیح سرگذشت یک سری از وسایل روزمره مانند پروسه تولید یک زیپ برایم جالب بود.

- در تهران چه چیز ارزش وقت صرف کردن دارد؟ (شاید این سؤال و جواب دکتر چوپانکاره بیش از هر چیزی دیگری نشان دهد که ایشان تا چه حد در کار و زندگی متأثر از طراحی فراگیر هستند.)
از همه چیز و همه جا می توان به گونه ای مثبت بهره برد. حتی در صف نان هم می شود از حرف آدم ها و رفتار آنها استفاده کرد. چون سال ها دور از ایران بودم، این حرف ها کمک می کند که رفتارشناسی کنم و به مردم نزدیک تر شوم.

- جایی که دوست دارید زندگی کنید؟
نیما یوشیج می گوید دنیا خانه من است. بهتر است انعطاف پذیر باشی و لطافت داشته باشی. وقت کم است سرگردان نباش.

- دوست دارید چه هدیه ای دریافت کنید؟
کتاب در زمینه طراحی به زبان آلمانی

- از چه چیزی در آینده هراس دارید؟
تسلیم زندگی هستم و با اتفاقات کنار می آیم. اما شاید نتوانم با مسائل عاطفی به سادگی کنار بیایم.

- بدترین بدشانسی زندگی؟
اعتقاد به بدشانسی ندارم. اما به این مسأله خیلی اعتقاد دارم که از هر دست بدی از همون دست پس می گیری. بنابراین سعی می کنم کسی را نرنجانم.

- نظر شما راجع به سایت طراحی صنعتی ایرانی:
فعالیت سازنده و مفیدی را شروع کردید با تمام توانتان به این کار ادامه دهید. مخاطبان عام را هرگز فراموش نکنید. بازتاب کننده مسایل حرفه ای بیرون از دانشگاه به دانشجویان باشید. اگر جامعه طراحان را برای مصاحبه انتخاب می کنید در بخشی هم نظر سایرین را نسبت به طراحان جویا شوید.

- حسن ختام:
انیشتن می گوید: برای دو چیز نمی توان حدی تصور نمود، جهان و حماقت بشر. البته در خصوص مورد اول مطمئن نیستم...

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=418&rnd=4868

نظر بازديدکنندگان (20)


مطالب مرتبط:
چوپانکاره
آلمان