طراحی صنعتی ایرانی

طراحی صنعتی ایرانی

سه کنج
شرکت طراحی آکسون
مدرسه مجازی دیزاین فیوژن
فرمی نیک
استودیو طراحی ایکاس طراحی صنعتی
ارسال کننده: فروغ دیانی
دسته بندی: مقالات طراحی مباحث تئوری طراحی
تاریخ: 1387/1/28
تعداد بازديد : 3131
share on Facebook   share on Facebook   print

آیا هنوز هم طراحی صنعتی بر پایه تولید انبوه است؟

تولید انبوه

در تجارت، شانس یک عامل لازم و غیر قابل اغماض است، اما این موضوع مسلم است که مدیران با فراهم آوردن شرایط استفاده از موقعیت ها، می توانند بر شانس خود بیافزایند. در دنیای تجارت جهانی امروز، موقعیت ها همواره وجود دارند؛ اما نهان تر و برای دوره های زمانی کوتاه تر؛ بهره گیری از چنین موقعیت هایی همان مبارزه ای است که مدیران اگر می خواهند شرکت خود را برای امروز و آینده سرفراز گردانند، باید بپذیرند. شش بعد رقابتی در دنیای امروز قیمت فروش (هزینه محصول)، کیفیت، قابلیت اطمینان، انعطاف پذیری، زمان و خدمات هستند، که هیچ یک از این شش بعد مهم تر از دیگری نیست. اگر از یک طراح وسیله نقلیه سؤال شود که کدام یک از قطعات خودرو برای ارضاء مشتری بحرانی تر است، جواب وی همه قطعات خواهد بود. از سوی دیگر چنانچه از یک نجار پرسیده شود که کدامیک از ابزار نجاری برای کار وی اهمیت بیشتری دارد، جواب وی همه ابزارها خواهد بود.

خلاصه آنکه در بازارهای رقابتی، شرکت باید در تمامی نواحی وظیفه ای ممتاز باشد تا بتواند در بلند مدت به رقابت بپردازد. ارزش شرکت های سنتی را می توان بر اساس دارائی های ملموس چون ساختمان، ماشین آلات، سهام و موجودی بازار سنجید؛ حال آنکه ارزش بنگاه های موفق امروزی بیش از پیش در توانایی آنها در کسب، ایجاد و توزیع و به کارگیری دانایی خواه به صورت استراتژیک و خواه به صورت عملیاتی است. در تولید انبوه، در اغلب کارخانه های دودکشی، تغییر هر محصول بی اندازه پر هزینه است و کارخانه را برای مدتی متوقف نگه می دارد. این توقف سرمایه، بهره و هزینه بالاسری قابل ملاحظه ای به همراه دارد. اما تکنولوژی جدید به سمت انبوه زدایی تولید و تولید انبوه ناب سو گرفته است. افزایش ریسک موجودی محصولات منسوخ و وسیع تر شدن خطوط تولید به این معنی است که نگهداری موجودی زیاد، بسیار گران تمام می شود. در زیر به بررسی برخی اصطلاحات و شرایط مربوط پرداخته شده:

انعطاف پذیری: عبارت است از قابلیت پاسخ گویی یا تطبیق با شرایط جدید. که در دو گروه بزرگ دسته بندی می شوند.
1. انعطاف پذیری محصول (Product flexibility): به معنای قابلیت شرکت در ارائه محصولات جدید و تغییر سریع محصولات موجود به منظور تامین نیازهای بازار متغییر امروزی می باشد.
2. انعطاف پذیری فرایند (Process Flexibility): به معنای قابلیت شرکت در تولید محصولات متعدد، تغییر تولید سریع و آسان از یک محصول به محصول دیگر، تولید محصولات جدید یا تجدید نظر شده، و سر و کار داشتن با گستره وسیع مواد اولیه متعدد می باشد.

شرایط بازار مساعد تولید انبوه: بازارهای در حال گسترش، دوره عمر طولانی محصولات، سهم های بزرگ بازار، بازارهای حفاظت شده.

شرایط بازار مساعد تولید ناب: توسعه محدود بازار، کوتاه شدن دوره عمر محصولات، اختصاصی شدن بازار، رقابت جهانی شدید.

عملیات: تولید کالاها و خدمات از طریق مجموعه ای از فعالیت های دارای ارزش افزوده که یک سری ورودی رابه یک سری خروجی تبدیل می کند.

در دنیای تجاری جدید، کارخانه دارای عملیات خدماتی و خدمات دارای عملیات کارخانه ای می باشند. زمان بین تولید و مصرف کل محصول در حال کاهش می باشد؛ در بعضی موارد تولید و مصرف به طور همزمان اتفاق می افتد و رقابت شدید شرکت ها را وادار به ارائه خدمات بیشتر و بهتر می کند. پتانسیل خدماتی عملیات را دیگر نمی توان نادیده گرفت و باید از آن بهره برداری نمود. در واقع اغلب محصولات، کالا یا خدمات خالص نمی باشند، بلکه ترکیبی از این دو هستند.

هر محصول شامل یک مفهوم اصلی، عناصر بحرانی و کالاها و خدمات تسهیلاتی می باشد. مفهوم اصلی محصول تجارت مبنا را مشخص می کند (به عنوان مثال حمل و نقل منعطف برای سازندگان اتومبیل). عناصر بحرانی محصول مشتمل بر خصوصیات ضروری تمامی محصولات رقابتی هستند (به عنوان مثال منبع تامین نیروی مستقل، مکانیزم هدایت و چرخ ها). کالاها و خدمات تسهیلاتی عناصر حیاتی محصول هستند که شرکت را از رقبایش متمایز می کنند. به عنوان مثال ممکن است یک اتومبیل دارای ترمزهای قفل نشدنی بوده، با وام های بدون بهره فروخته شود.

به طور کلی فرایندهایی که در آنها کالا و خدمات تولید می شوند را می توان مطابق سیستم ذیل، طبقه بندی نمود:

• تولید کارگاهی jobshop (جریان مخلوط): در این نوع فرایندها، دامنه وسیعی از محصولات که مطابق با نیازهای مشتری می باشند (مشتری گرا)، توسط نیروهای کار ماهر با تجهیزات عمومی تولید می شوند. این فرایندها به فرایندهای مخلوط منسوب می باشند، زیرا در آنها مسیرهای ممکن متعددی وجود دارد. مثل شرکت های تعمیر و بازسازی خانه ها، مغازه های تعمیر لوازم صوتی و رستوران های کوچک.
• جریان متناوب (تولید دسته ای batch production): در این نوع فرایند ترکیبی از تجهیزات عمومی و خاص برای تولید محموله های کوچک و بزرگ محصولات به کار می رود. تولید کنندگان البسه و کتاب و شرکت های پخش غذا.
• جریان تکراری (تولید انبوه mass production): محصولات استاندارد، جریان از پیش تعیین شده ای را در مراکز کاری وابسته و متوالی طی می کنند. به طور کلی به کارگران وظایف محدودی اختصاص داده می شود و کارگران با تجهیزات بسیار اختصاصی کار نمی کنند. خطوط مونتاژ اتومبیل و کامپیوتر و اداره بیمه.
• جریان مستمر (جریان کارگاهی): محصولات در یک فرایند خطی به طور مستمر جریان دارند مثل صنایع شیمیایی، نفت، تصفیه شکر، کافه تریا.

تولید کارگاهی معمولاً هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که محصول یا خانواده محصول برای اولین بار به بازار عرضه می شوند. با بالا رفتن حجم و تثبیت طراحی محصول، فرایند به سوی جریان مستمر حرکت می نماید، بنا بر این با رشد محصولات، نوع فرایند عملیاتی که برای محصولات به کار می رود نیز رشد می نماید. در کل فرایند تولید کارگاهی امکان تولید محموله های کوچک محصول را با اتکا بر انعطاف پذیری نیروی کار و تجهیزات، ایجاد می نماید.

به طور خلاصه اینکه، محیط رقابتی شرکت ها، در حال تغییر است. شرکت ها در حال رقابت جهانی هستند؛ ولی در بازارهایی که در حال اختصاصی شدن می باشند و نه در بازارهای مشترک. در چنین محیطی مشتریانی که به خوبی مطلع هستند و نسبت به ارزش ها آگاه می باشند، کالاها و خدمات مطابق با نیازهای انحصاریشان را، بدون توجه به کشور تامین کننده آن، می خرند.

بینش تولید انبوه که در سال های بعد از جنگ جهانی بسیار خوب عمل کرده بود، دیگر در بسیاری از بازارها دوام ندارد. شرکت هایی که در بازارهای کنونی موفق هستند، فرایندهای انعطاف پذیر در شرکت ایجاد کرده اند تا بتوانند محصولات (کالا / خدمات) متنوعی را با کیفیت بالا و با قیمت منطقی تولید نمایند. سایر روندها شامل موارد زیر می باشند:

• کاهش هزینه های عملیات با ساده سازی فرایند و با طراحی محصولاتی که دارای قطعات کمتر هستند؛ تا بتوان آنها را ساده تر تولید نمود.
• طراحی فرایندهایی که قادر به تولید نسل های موفق از خانواده محصولات باشند.
• ساختن کارخانه ای کوچکتر و نزدیک به مشتریان شرکت.
• تشویق به ارتباطات نزدیکتر وظایف سازمانی در شرکت بین سطوح مختلف سلسله مراتب شرکت، بین شرکت و تأمین کنندگان و بین شرکت و مشتریانش. تمامی این روندها شرکت ها را وادار به تغییر طرز تفکر و تغییر مدیریت عملیات می نماید.
• مدیریت عملیات هم درگیر تولید کالاها و هم خدمات می باشد. بسیاری از مفادی که مدیران عملیاتی که در بخش خدمات با آن روبرو می شوند، مشابه مفادی است که مدیران عملیاتی در بخش تولیدی با آن روبرو هستند.

منبع: برداشتی آزاد از کتاب مباحث نوین در اقتصاد و مدیریت صنعتی جلد اول

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=270&rnd=213

نظر بازديدکنندگان (0)


مطالب مرتبط:
صفحه اصلی | کانال تلگرام نیودیزاین | فیس بوک نیودیزاین | تماس با ما