طراحی صنعتی ایرانی

طراحی صنعتی ایرانی

فرمی نیک
مدرسه مجازی دیزاین فیوژن
شرکت طراحی آکسون
استودیو طراحی ایکاس طراحی صنعتی
سه کنج
ارسال کننده: سیده مونا حسینی مقدم
دسته بندی: مقالات طراحی مباحث تئوری طراحی
تاریخ: 1387/3/21
تعداد بازديد : 5667
share on Facebook   share on Facebook   print

کنترل فرآیند شش سیگما به کمک تریز

مقدمه:
این یک جمله معروف است که می گوید ‹‹کیفیت جذب کننده مشتری است و اختراع متمایز کننده شما در یک جامعه رقابتی می باشد.›› شش سیگما یک متدولوژی ساختار یافته بهبود کیفیت و TRIZ یک ابتکار است. با به کارگیری هردوی آنها با یکدیگر ابزار حل ابداعانه مساله می تواند برای بهبود کیفیت استفاده شوند و بالاترین درجه کیفیت می تواند با متدولوژی بهبود ابداعانه کیفیت به دست آید. این مقاله بیان می نماید که چه طور ابزار مختلف TRIZ می تواند در فازهای مختلف شش سیگما استفاده شود و آن را بهبود دهد.

1- شش سیگما چیست؟
شش سیگما یک متدولوژی ساختار یافته است که برای هر فرآیند تکراری، روش و دستورالعمل و یا کنترل نمودن استفاده می شود. آمار نشان می دهد که این متدولوژی درسال 1980 درMotorola توسعه یافته است. مقدمه (فرضیه) اولیه شش سیگما آن است که یک هزینه (ارزش) پایین کیفیت وجود دارد زیرا کیفیت پایین سبب از دست دادن فروشندگان و فرصت های کسب و کار می شود. بهبود کیفیت به واسطه کاهش عیوب ما را به سمت رضایت بیشتر مشتری سوق می دهد. کاهش عیوب سبب کاهش هزینه ها و افزایش رضایت مندی مشتری باعث افزایش درآمد می گردد. بنابراین هدف اصلی شش سیگما بهبود رضایت مشتری و به موجب آن سود بیشتر با استفاده از کاهش عیوب و افزایش درجه کیفیت می باشد.

درجه کیفیت می تواند از یشتر نتایج  مورد انتقاد در فرآیند کسب و کار اندازه گیری شود. نقص در محصول در حقیقت با بررسی رضایت مشتری آشکار می شود و مصرف کننده همیشه کیفیت بالای محصول و مینیمم هزینه را می خواهد. به عبارت دیگر هر فرآیند، رویه یا محصول یک فرصت برای درست عمل نمودن دارند که اگر در این فرصت خوب عمل نکند و نتواند احتیاجات مصرف کننده را برآورده کند این نتیجه به عنوان یک عیب نامیده می شود.

2- عامل موفقیت متدولوژی شش سیگما چه می باشد؟
برای افزایش درجه کیفیت، یک اندازه گیری خاص مورد نیاز است. یک جنبه کلیدی در موفقیت متدولوژی شش سیگما استفاده از اندازه گیر سیگما به عنوان اندازه گیر کیفیت برای مصرف کننده و کارایی فرآیند می باشد. اصطلاح سیگما به اندازه گرفتن نوسان اشاره دارد. مخصوصا، سیگما یک واحد آماری برای اندازه گرفتن توانایی فرایند در جهت دستیابی به احتیاجات مصرف کننده است. جدول زیر، اختلاف سطوح سیگما را مطابق با نقص های اتفاق افتاده نشان می دهد.

 

سطح سیگمادرصد کالای بدون نقص
6

99/99966 %

599/98 %
499/4 %
393/3 %
269/2 %
130/9 %


موفقیت شش سیگما به واسطه سه نکته زیر می باشد:
• تعهد و درگیری زیاد و کم سازمان
• امتحان کردن متدولوژی با ابزار مبنی بر TQM
• کار با داده ها با استفاده از تکنیک های آماری

3- برنامه کاری شش سیگما:
برنامه کاری شش سیگما شامل 5 فاز است: تعریف کردن، اندازه گیری کردن، تجزیه و تحلیل، بهبود و کنترل

تعریف کردن: فاز تعریف کردن مرتبط می شود با تعریف اهداف پروژه و مشخص کردن فرضیاتی که نیاز است از آنها برای دستیابی به سطح سیگمای بالاتر کمک گرفته شود.
اندازه گیری کردن: هدف فاز اندازه گیری استراتژی شش سیگما اطلاعات بیشتر درباره وضعیت جاری، به دست آوردن خط مبنای داده بر روی عملکرد فرآیند جاری و مشخص نمودن نواحی مساله می باشد.
تجزیه وتحلیل کردن: هدف فاز تجزیه و تحلیل مشخص کردن ریشه و علت های مسائل کیفی و پافشاری کردن برروی آن دلایل جهت استفاده مناسب از ابزار تحلیلی داده می باشد.
بهبود: هدف از فاز بهبود انجام دادن راه حل هایی است که در شناسایی مشکلات (ریشه های مشکلات) در طول فرآیند قبلی (تجزیه و تحلیل کردن) کمک می کند.
کنترل: هدف فاز کنترل، ارزیابی و کنترل نمودن نتایج فاز (بهبود) می باشد.

سطوح پایین تر هریک از فازهای فوق به سوالات زیر پاسخ می دهند:
• تعریف کردن: چه چیزی برای مصرف کننده مهم است؟ یا اشکالات ما چه هستند؟
• اندازه گیری کردن: عملکرد جاری ما در برابر آنچه که برای مصرف کننده مهم است چگونه است؟
• تجزیه وتحلیل: علت انحرافات (نوسانات) از هدف برای مصرف کننده چیست؟
• بهبود دادن: چه بهبودی برای هدف ما با حداقل کردن نوسانات اتفاق خواهد افتاد؟
• کنترل کردن: چه روش کنترلی ما را در موقعیت مان حفظ می نماید؟
هریک از این فازها با ابزار اداره و کنترل می شوند که جزئیات بیشتر آن در زیر آمده است.

فاز تعریف:
اولین فاز شش سیگما شامل تعریف چندین عنصر کلیدی است: حالت مساله، متغیرهای بحرانی کیفیت (CTQ) و نقص هایی که به وسیله مصرف کننده مشاهده گردیدند. در فاز تعریف ابتدا باید CTQ مشخص گردد. CTQ اهداف رضایت مندی مشتری است که بیان مصرف کننده را نشان می دهد و پروژه (مسئله) را تعریف می کند. پس مساله باید به چندین زیر مساله تبدیل گردد از قبیل زمان سیکل، کاهش هزینه، کاهش عیب. بعد از این عیب فرآیند برای هر زیر مساله تعریف خواهد شد. بنابراین ما CTQ را شناسایی می کنیم و مسایلی که اغلب دلایلی برای شروع پرژه شش سیگما هستند را تعریف می نمائیم. فاز تعریف خیلی مهم است زیرا که در این فاز شش سیگما مستقیما" خود را از سایر برنامه های بهبود دهنده کیفیت متمایز می نماید.

اما اغلب تعریف نمودن مساله یک کار مشکلی است و همیشه این کار یک امر بدیهی نیست. در حقیقت در بعضی از فرایند مساله که به CTQ وابسته است ممکن است تعریف مساله نتواند به خوبی انجام شود و یا این کار به سختی صورت گیرد بنابراین مساله و وضعیتش نمی تواند به درستی تعریف و تجزیه گردد. همچنین برای تعریف عیوب و برای معین نمودن ارتباطات داخلی توابع، یک نیاز قوی برای شیوه سخت گیرانه تر و منضبط تر برای جزء به جزء کردن وضعیت جاری فرایند وجود دارد.

مساله TRIZ ابزاری را تعریف می کند که این ابزار برای برآورده کردن این نیاز مناسب است. وقتی که مسائل پیچیده با ابزار تحلیل ARIZ شبیه ISQ، فرموله کردن مساله، تجزیه و تحلیل تابع حل شود و نتایج نهایی ایده آل (IFR) می تواند برای تعریف درست مسائل و تجزیه کردن آن به تعدادی زیرمساله در فرمت مساله کوچک استفاده شود.

مسائل کوچک از حالت مساله با استفاده از معرفی محدودیت بدست آورده می شوند: هر چیزی درسیستم (فرآیند) تغییر نکرده باقی بماند یا کمتر پیچیده شوند، همانند یک عمل مورد نیاز (یا خاصیت) آشکار شده یا عمل مضر (یا خاصیت) غیرآشکار شده. این شیوه در متدولوژی شش سیگما می تواند استفاده شود. درابتدا یک ISQ خاص باید برای فرآیند شش سیگما طراحی شود تا وضعیت را تعریف نماید، و سپس یک تکنیک فرموله کردن شبیه نرم افزار IWB و تجزیه و تحلیل توابع استفاده می شود تا همه فرآیند و ارتباطات میان آنها را تعریف نماید و بفهماند. با این شیوه مساله می تواند به درستی تعریف گردد و به تعدادی زیرمساله تجزیه گردد و سپس IFR برای هریک از آنها تعریف می گردد.

از طرف دیگر متدولوژی شش سیگما همیشه برروی یک یا دو CTQ که اثرات بیشتری برروی بیان مصرف کننده دارند ولی می توانند موجب رضایت بهتر مشتری از غیره گردد را متمرکز می شود. همچنین به کارگیری تکنیک حل تناقض گویی بر روی بیشتر از دو CTQ متمرکز می شود تا همه آنها را در یک زمان مشابه که می تواند امکان پذیر باشد بهبود بخشد.

فاز اندازه گیری:
دومین فاز شامل بررسی اطلاعات و دریافت داده ها جهت اندازه گیری نمودن آنکه تا چه حد سیستم خوب کار می کند، می باشد در این فاز کمی نمودن فرآیند جاری مورد هدف است. خروجی فرآیند y نامیده می شود. اندازه و Y نشان می دهد که چه چیز برای مصرف کننده مهم است. بنابراین Y وابسته به یک مجموعه از متغیرهای ورودی مستقل است هر ورودی به عنوان متغیر x نامیده می شود و در حالت ایده آل ارتباط میان x و y باید به صورت زیر تعریف گردد.

Y=f (x،x،x، ….x)

بنابراین ما می بینیم که در فاز اندازه گیری کمی کردن هرفاکتور که CTQ به آن حساس است خیلی مهم می باشد، به عبارت دیگر اگر ما بخواهیم یک فاکتور را بهبود دهیم ما باید قادر باشیم تا آن را اندازه گیری نمائیم. Master Black Belt به سرعت می آموزد که اگر شما نتوانید به درستی فاکتورها را اندازه گیری نمائید، آنگاه شما نمی توانید آن را بهبود بخشید. این است یکی از اصل های کلیدی شش سیگما.

اما در هر فرآیند بعضی فاکتورها نمی توانند اندازه گیری شوند یا اندازه گیری صحیح و دقیق آنها خیلی سخت و پرهزینه است. بنابراین به تعدادی از راه حل های ابتکاری که کمک می کند به اندازه گیری این فاکتورها به نحوه آسان و با هزینه و زمان کم کمک می کنند نیاز می باشد. در این مورد کلاس چهارم از راه حل برای ایجاد سیستم جدید اندازه گیری یا بهبود سیستم اندازه گیری موجود ما می تواند استفاده شوند از نظر ما استانداردهای زیر می تواند از بقیه راه حل استاندارد مفیدتر باشد که عبارتند از:

- استاندارد 40102: اندازه گیری از کپی یا تصویر جسم
- استاندارد 40103: استفاده از دو کشف بجای اندازه گیری های مستمر
- استاندارد 40202: اندازه گیری یک افزودنی وارد شده
- استاندارد 40502: سمت و سوی تحولات سیستم اندازه گیری

فاز تجزیه و تحلیل:
فاز سوم شامل تجزیه و تحلیل آماری داده ها برای درک ارتباطات درون متغیرها و چگونه آنها بر روی کیفیت اثر می گذارند می باشد. هدف تجزیه و تحلیل پیدا نمودن ارتباط میان متغیرها و در نتیجه پیدا نمودن رابطه ای مناسب بین x و y که متغیر x بتواند به درستی متغیر y را پاسخ دهد می باشد. در حقیقت ما می توانیم بگوییم که فاز تجزیه و تحلیل سعی دارد که به سوالات زیر پاسخ دهد:

- آیا دسته بندی متغیرها بر روی y اثر می گذارد؟
- اگر ما ورودی x را تغییر دهیم، آیا خروجی (y) واقعا" تغییر می کند؟
- اگر ما یک ورودی xa را تغیبر دهیم، آیا هیچ اثری بر روی دیگر xs دارد ؟
- چه مقدار ما می توانیم xa را مطابق سایر xs تغییر دهیم؟

بعد از تجزیه و تحلیل متغیرهایی که CTQ نسبت به آن حساس است، ما خواهیم دید که تغییر بعضی از آنها بدون توجه به سایر متغیرها امکان پذیر است، به دلیل ارتباط داخلی متغیرها، در این حالت بعضی از Master Black Belt سعی می کند این مساله را با استفاده از تکنیک های آماری و بهینه سازی شبیه مدل های ریاضی و برنامه ریزی خطی و غیرخطی حل نمایند اما استفاده از ابزار TRIZ برای فرموله کردن این زیرمساله ها با استفاده از مدل تناقض گویی و پیدا نمودن منطقه تضاد در هر مرحله از فرآیند و سپس متمرکز شدن بر روی آنها و حل ریشه ای این تناقض ها بجای اینکه با آنها کنار آید، بهتر است در این حالت همه مسایل فرآیند باید به تناقض ها با استفاده از سیستم تکنیکی پارامترها، برگردانده شوند، استفاده از ماتریس جدید 2003 با پارامترهای جدید که تناقض ها را ایجاد می کند می تواند خیلی مفید واقع گردد، از نقطه نظر ما برای پیدا نمودن فرآیند تناقض گویی بهتر است که آن ابتدا برروی پارامترهای زرد متمرکز شود (پارامترهای مرتبط با کارایی) و سپس خاکستری (پارامترهای کاهش هزینه / ساخت)، آبی (پارامترهای با دوام، عدم دوام)، زرد کمرنگ (پارامترهای اندازه گیری) و سبز (پارامترهای فیزیکی) اگر پارامترهای تناقض گویی نتواند از میان این 50 پارامتر پیدا گردد، در نظر گرفتن شباهت می تواند مفید باشد برای مثال: وزن یا نیرو ممکن است تغییر کردن مقاومت را نشان دهد. و در انتها اگر پارامتر های تناقض گویی باز هم آشکار نشدند، همه 40 اصل اختراع باید به طور رندوم انتخاب گردد.

فاز بهبود:
در فاز چهارم ما سعی می کنیم بهترین راه جهت دست یابی به کیفیت پیدا نمائیم. تکنیک های شناخته شده جهت دستیابی به این هدف انجام آزمایشات و طوفان مغزی می باشد.
مخصوصا" ترکیبات مختلف تنظیم برای متغیرهای x انتخاب شده خروجی y مربوط به هر ترکیب را نشان می دهد. بنابراین ما متوجه می شویم که گام بهبود شش سیگما اغلب محدود به طراحی آزمایش یا طوفان مغزی است اگرچه هر دو آنها فقدان شیوه سیستماتیک هستند. شش سیگما اغلب به طور گسترده بر روی فرایند متمرکز است و ممکن است پهنه دیدش نسبت به سیستم را از دست بدهد. برای دستیابی به نتایج بهتر بعضی ابزار سیستماتیک TRIZ همانند 9 جداکننده و قانون تکامل تدریجی سیستم باید هرگام از فرآیند جهت بهبود آنها به سمت نتیجه ایده آل از آنها استفاده کند. آن باید توجه شود که تمام فرآیند از تعدادی سیستم ساخته شده است (هرگام از فرآیند را به عنوان یک سیستم در نظر بگیرید) از نقطه نظر ما قوانین زیر اثر بیشتری بر روی فرآیند می گذارند:

- تکامل تدریجی به سمت افزایش به کارگیری منابع
- تکامل تدریجی به سمت افزایش پویایی و کنترل پذیری
- تکامل تدریجی با هماهنگی و عدم هماهنگی اجزاء
- تکامل تدریجی به سمت کاهش منابع انسانی

ممکن است بهتر باشد که بعضی از زیرمسائل ما در این فاز براساس راه حل های دیگر زیرمسائل در فاز تجزیه و تحلیل و قوانین تکامل تدریجی سیستم تعریف مجدد گردند با این شیوه ما می توانیم بهترین تنظیم برای متغیرهای x بدست آوریم.

فاز کنترل:
پنجمین فاز در مکان کنترل حفظ (تثبیت) کیفیت در هر وضعیتی قرار داده می شود. در این فاز ما سعی می کنیم به این سؤال پاسخ دهیم. چه چیزی باید در این مکان باشد تا فرآیند کاری حتی وقتی عوامل تغییر می کند به طور صحیح کار کند؟ بنابراین ما می بینیم که نیاز است به توانا شدن در پیش بینی همه راههای ممکن رد فرآیند اصلاح شده. ما باید ریشه این مشکلات را پیدا کنیم و حل نمائیم.

مطابق متدولوژی TRIZ، پیش بینی خرابی معین (AFD) یک روش کامل برای تجزیه و تحلیل و جلوگیری از طراحی شیوه های خرابی است. با استفاده این روش ما قادر خواهیم شد:
- مکانیزم خرابی را به طور کامل تجزیه و تحلیل نمائیم
- بدست آوردن یک مجموعه جامع از خرابی بالقوه (سناریو)
- توسعه ابداعانه راه حل های پیشگیری، خنثی سازی یا مینیمم کردن تأثیر سناریوهای خرابی

نتایج:
5 روش برای تزریق متدولوژی TRIZ در انجام فرآیند شش سیگما وجود دارد:
- اولین تزریق متدولوژی TRIZ که می تواند در کل فرآیند شش سیگما استفاده شود فاز تعریف به عنوان یک ابزار کمکی در جهت مشخص نمودن مشخصه بحرانی کیفیت (CTQ) و تعریف دقیق مساله ای که شش سیگما باید از آن استفاده نماید، می باشد.
- دومین تزریق متدولوژی TRIZ می تواند درفاز اندازه گیری به عنوان یک ابزار کمکی در ایجاد یا بهبود سیستم اندازه گیری باشد.
- سومین تزریق متدولوژی TRIZ می تواند در فاز تجزیه و تحلیل به عنوان ابزار کمکی در تعریف و حل تناقض گویی بین متغیرها که CTQ نسبت به آن حساس است باشد.
- چهارمین تزریق متدولوژی TRIZ می تواند در فاز بهبود به عنوان یک ابزار کمکی در بهبود هر مرحله از فرآیند به طور سیستماتیک در جهت ایده آل کردن باشد.
- پنجمین تزریق متدولوژی TRIZ می تواند در فاز کنترل به عنوان یک ابزار کمکی در پیش بینی روش اشتباه و حل ریشه ای آن باشد.

منبع: http://www.knowclub.com/paper/?p=548
+ ویرایش ادبی

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=301&rnd=9674

نظر بازديدکنندگان (2)


مطالب مرتبط:
صفحه اصلی | کانال تلگرام نیودیزاین | فیس بوک نیودیزاین | تماس با ما