طراحی صنعتی ایرانی

طراحی صنعتی ایرانی

گروه طراحی صنعتی اکسیر
شرکت طراحی آکسون
HYGHLYGHT
فرمی نیک
مدرسه مجازی دیزاین فیوژن
ارسال کننده: لادن سلما سی
دسته بندی: مقالات طراحی مباحث تئوری طراحی
تاریخ: 1390/9/24
تعداد بازديد : 5670
share on Facebook   share on Facebook   print

طراحی براساس سطوح فرایند ادراک

وقتی تازه ترین کتاب دونالد نورمن با نام طراحی احساس گرا در اوایل سال 2004 روانه بازار شد، در دنیای طراحی تجربه کاربر User Experience Designیا UX تغییراتی بنیادین و در جزئیات، ایجاد نمود. نورمن ایده جدیدی را معرفی کرد که به موجب آن طراحی محصول باید سه سطح مختلف از پردازش شناختی و احساسی را در بر بگیرد: غریزی، رفتاری و فکری.

در این کتاب، نورمن نظریه خود را از سطوح پردازش شناختی ارائه و پیرامون اهمیت بالقوه آن در طراحی دیدگاه هایی را مطرح نموده، این ایده برای بعضی ها مثل یک خبر قدیمی و برای برخی دیگر همچون الهاماتی وصف ناشدنی در مورد طراحی UX است. ایده های نورمن بر اساس سال ها تحقیق شناختی، ساختار مرکبی برای مدل بندی پاسخ های کاربر به یک محصول یا برند و نیز بستری منطقی برای بسیاری از بینش های طراحی به وجود آورده است، که طراحان حرفه ای پیش از آن برای مدت هایی طولانی به آن فکر کرده و جوابی ساده، خلاصه، قابل فهم و پذیرش از جانب عموم طراحان در این ابعاد، برای آن نیافته بودند.

به گفته دونالد نورمان غیر ممکن است ساعت مچی طراحی کنیم که تنها زمان را به ما نشان دهد. از این رو با دانستن سطوح طراحی احساس گرا به راحتی می توان سن، جنسیت و دیدگاه های شخصی مصرف کننده را حدس زد. آشنایی با این سطوح، نوعی روش رمزگشایی از احساسات برانگیخته شده از محصولات است. این سطوح از طراحی احساس گرا با سه سطح از فرایند ادراکی مغز مرتبطند:

1. فرایند غریزی: سطح غریزی که به صورت وجوه حسی ودیداری، قبل از پاسخ و واکنش افراد، ادراک می شود. این فرایند به ما کمک می کند تا سریعا درباره خوبی و بدی، امنیت و خطر اشیاء (محصولات) تصمیم بگیریم.

2. فرایند رفتاری: سطح میانی فرایند ادراکی که به ما اجازه سازماندهی رفتارهای ساده روزانه که فعالیت های اغلب ما را تشکیل داده اند را می دهد. احتمالا این سطح، درطراحی بر اساس احساسات کارکردی نقش به سزایی ایفا می کند.

3. فرایند متفکرانه: آخرین سطح فرایند ادراک که در برگیرنده بررسی و ملاحظه دقیق و آگاهانه و عکس العمل های تجربیات گذشته است. این فرایند می تواند در بهبود فرایند رفتاری کمک کند یا بالعکس. اما به فرایند منطقی دسترسی مستقیم ندارد. این سطح از ادراک از طریق حافظه قابل دسترسی است.

از آنجا که ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی میان طراحی احساس گرا و طراحی تجربه وجود دارد ابتدا به معرفی طراحی تجربه برای کاربر و توسعه آن پرداخته و سپس به تفصیل سطوح پردازش احساس را توضیح خواهیم داد.

طراحی تجربه محصول User Experience Design
«طراحی برای تجربه» که همانا تلاش برای تعریف و ایجاد اثراتی ماندگار و انتخاب شده از یک محصول جدید در ذهن مخاطب است و می تواند فعالیت های سازمان یافته طراحان جهت پیشبرد اهداف پروژه را تسهیل نماید. علاقه ای که در سال های اخیر نسبت به محصولات مصرف کننده محور پدید آمده است باعث شد که تأکید از شناخت کاربر و رفتار او به شناخت و ایجاد تجربه ای احساس گرا تغییر کند که یک کاربر از تعامل انسان- محصول، تجربه می کند.

چهارچوب کلی برای ایجاد طراحی برای تجربه محصول در ایجاد فرآیندی برای همه واکنش ها و پاسخ های احساس گرایانه که در تعامل انسان - محصول، تجربه می شود، وجود دارد.

در اینجا بحث پیرامون سه سطح تجربه محصول است؛ تجربه زیباشناسی، تجربه معنا و تجربه احساسی. همه این سه مؤلفه بدان جهت که دارای فرایند زیربنایی و قانونمند برای خودشان هستند، در عین حال که به یکدیگر وابسته اند، در تعاریف کاملاً از یکدیگر مجزا و منفک اند.

سطح زیباشناسی شامل ظرفیت هایی از یک محصول است که میزان بهره برداری یک یا چندتا از حواس پنج گانه ما را مشخص می کند.

سطح معنایی یک محصول به معنای توانایی تعیین شخصیت و ویژگی های معنا دار و نیز ارزیابی این مشخصه های ویژه و نمادین برای محصولات است.

سطح احساسی تجربه هایی را در بر می گیرد که نوعاً در روان شناسی احساسی محصول و زبان روزمره پیرامون احساس می گنجد، مثل خشم و عشق که هر کدام از آنها توسط معنای ارزیابی شده مربوطه بر انگیخته می شوند.

طراحی تجربه محصول، الگوهایی را برای فرایندهایی روشن می کند که انواع مختلف تجربیات احساس گرای محصول را بنیان می نهد و برای توضیح ماهیت شخصیتی و چند لایه ای محصول استفاده می شود.

از دهه 90، احساسات و احساس در جنبه های متفاوت تحقیقات محصول توجه بسیاری را به ویژه در زمینه ارگونومی، تحقیقات مصرف کننده، بازاریابی و فروش، اقتصاد و حتی مهندسی به خود جلب نموده است:

  • در زمینه ارگونومی، تئوری و نظریه احساسات برای بررسی فرایندهایی مثل آموزش، حل مشکلات و انگیزش ها، مورد استفاده قرار می گیرند.
  • تحقیقات مصرف کننده، مطالعه بر روی اثرات تجربه، بر رفتارهای مصرف کنندگان را بررسی می نماید.
  • تحقیقات بازاریابی از دیدگاه هایی که در زمینه احساس گرایی وجود دارد استفاده می کند تا تجربیاتی مطلوب و لذت بخش را برای مصرف کنندگان به دست آورد. (اشمیت، 1999).
  • پیکارد (1997)، پیرامون نقش اثرات احساسی در ایجاد ارتباط میان کاربر و محصول بحث می کند.
  • هیلاندر و تام (2003) اهمیت احساسات را در زمینه مهندسی عوامل انسانی یا همان ارگونومی مشخص می سازند.
  • جردن (1999) پیرامون نقش لذت در کاربرد محصول صحبت می نماید.
  • ویمک (1999) نقش احساسات را در زمینه سهولت استفاده، مورد بررسی قرار می دهد.
  • تراکتین اسکای، کاتز و ایکار (2000) ارتباط بین احساسات و کاربری یا عملکرد را مشخص می کنند.
  • کریوزن (1998) نشان داده است که پاسخ های احساس گرا به ظاهر محصول بر تصمیمات خریدار در زمان خرید، اثر می گذارد.
  • الیور (1993) بحث می کند که ارتباط بین احساسات و ارزیابی خریدار از محصول پس از زمان خرید محصول، در چه سطوحی برقرار است.
  • در زمینه مهندسی، مهندسی کانسی امروزه به محبوبیت زیادی دست یافته است، مهندسی کانسی روشی است که توسعه یافته تا ارتباطات بین تجربه محصول و ویژگی هایی را دریابد که بتواند از طریق آنها، محصولاتی برای انگیزش تجربیات مطلوب تولید نماید. (اسکات، 2006).

اگرچه اینها مثال های کمی هستند ولی وجود تنوع در اهداف، آیین و قواعدی را روشن می کنند که طراح و محقق را بر می انگیزد تا اصطلاحات علمی و فنی بهینه سازی شده ای را در ایجاد مفاهیم تجربه و کارکرد های آن، توسعه دهد.

تحقیقات طراحی جایگاه مخصوصی را به خود اختصاص داده اند، زیرا طراحی یک انضباط کامل است که نیاز به زیباشناسی، بازاریابی و فروش، ارگونومی و مهارت مهندسی دارد. این ماهیت علمی باعث ظهور انواع اصطلاحات فنی در حوزه تحقیقات طراحی گردید.

علاوه بر پذیرفتن مفاهیم و قواعد موجود در متن هر پروژه طراحی، تحقیقات طراحی می توانند مفاهیم جدیدی را نیز در طول روند طراحی معرفی نمایند، مجموعه ای از مفاهیمی تجربی که به واسطه ایجاد پدیده های احساس گرا تعریف شده اند.

این ملاحظات به ما انگیزه می دهد تا در توسعه قالب و ساختاری کلی برای تجربه ی محصول تلاش کنیم. قالبی که ساختاری برای تسهیل مقایسه بین مفاهیم تجربی در اختیارمان می گذارد، برای چنین عملکردی می باید دامنه گسترده ای را در تحقیقات محصول انجام داده و مسیر طراحی جدیدی را را برای ایجاد تجربه شناسایی نماییم.

منبع: http://dixiner.blogspot.com/2008/11/blog-post_3885.html

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=954&rnd=6570

نظر بازديدکنندگان (2)


مطالب مرتبط:
صفحه اصلی | کانال تلگرام نیودیزاین | فیس بوک نیودیزاین | تماس با ما